تبليغاتX
تک پر

تک پر

یا حق مرا به خود مسپار

سلام به همه ی برو بچه های گل بلوگفا از آشناش گرفته تا نا آشناش

خوبید؟

دلم ماله وبو صفحه اصلیو پروفایلو ارسال مطلب جدیدو همه و همه یه ریزه شده بود

میدونم این پستو نمیخونید که این چرت و پرتارو بشنوید میخونید ببینید چی باعث شده یکه تاز تک پر شه

ههه!شکست عشقی؟؟؟؟؟نه بابا عشق کیلو چنده مسخره بازیه!!!!!!!!!!!

دلیلش مربوطه به خودم تو این تقریبا یه سالی که نیمدم اتفاقایه ریزو درشتی برام افتاده میدونید

خیلی اتفاقا که خیلی چیزارو برام اثبات کرده مخصوصا ناتوانیم تو یکه تاز بودن

راستش یکه تازی یه مفهوم عام تنهایی عام از این جهت که وقتی ادعا می کنی یه یکه تازی یعنی اینکه تو همه ی عرصه ها نقش به سزا و موثر و مفیدی باید داشته باشه

ولی تو این یه ساله من فهمیدم مرد این عرصه نیستم

فهمیدم که فقط از یکه تازی اون مفهوم تنهاییشو فهمیدمو رفتم تو لاکی که به هیچکس اجازه حتی نزدیک شدن به اونو نمیدم

کارایه روزو درشتی که این واقعیتو بهم اثبات کرد

بدترین کاری که منو به این نتیجه رسوندو باعث شد خودی که توش گیر کرده بودمو بشناسم دل شکستن بود

دله دختری که تو همین صفحه ی مجازی باهاش آشنا شدم خواهرم شد پام ایستاد حرفامو شنید دردامو گوش کرد آرومم کرد همیشه مثل یه خواهر بزرگتر برام بود و البته هست اگه ببخشه...

امشب اومدم اینجا که هم حلوی همه ی شما از خواهرم معذرت بخوام هیچ مشکلی هم از اوردن اسمش اینجا ندارم و میدونم اگه اسمشو بیارم اکثرا میشناسیدش ولی میزارم به عهده ی خودش چون میدونم میخونه این پستو و متوجه میشه منظورمو اگر خواست خودشو معرفی میکنه

و البته اومدم که یک عنوان بزرگو که به اشتباه به خودم داده بودم از رو یه خودم بردارم و واقعیتو به خودم نسبت بدم

حوصلتونو سر بردم

شرمنده ی رو یه ماهتون

اومدم که زیاد بیام به شرط حیات

یا حق

 

خط خطی شده درچهارشنبه 1390/04/22لحظه ی 0:15 توسط انگشتایه تک پر| |

السلام علیک یا ابا عبدالله

خط خطی شده درسه شنبه 1389/09/23لحظه ی 16:56 توسط انگشتایه تک پر| |

مناجاتی زیبا با خدا به قلم شهید دکتر "مصطفی چمران" خدايا
عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالي که خوب ميدانم وجود من ضائيده ي اراده من نيست و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
عجيب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم
خدايا...
تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم
تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي
تو مرا به آتش عشق سوختي
تو مرا در توفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي
تو مرا در درياي مصيبتو بلا غرق کردي
و در کويره فقر و هرمان و تنهائي سوزاندي.
خدايا ...
تو به من
پوچي لذات زود گذر را نمودي
ناپايداري روزگار را نشان دادي
لذت مبارزه را چشاندي
ارزش شهادت را آموختي
خدايا
تو را شکر ميکنم
که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي
و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم
نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.
فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است.

یکه تاز

یا علی


خط خطی شده درشنبه 1389/06/27لحظه ی 23:40 توسط انگشتایه تک پر| |

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود.  پیامبر اکرم
 
(ص)

بدبخت واقعی کسی است که  این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود . پیامبر اکرم(ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند. پیامبر اکرم(ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از

یکدیگر پیشی گیرند .  امام حسن (ع )

روزه سپری است در برابر آتش       پیامبر اکرم (ص)

برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است .      پیامبر اکرم (ص)

روزه بگیرید تا تندرست باشید .      پیامبر اکرم (ص)

روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا خوردن    امام علی (ع)

دعای روزه دار ردّ نمی شود .     پیامبر اکرم (ص)

خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهای

آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ».     پیامبر اکرم (ص)                          

ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است .  پیامبر اکرم (ص)

ماه خدا به سوی شما روی آورده است ...  جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد

کنید . پیامبر اکرم (ص)

دعای شما در این ماه به اجابت می رسد .  پیامبر اکرم (ص)

بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا  .  امام علی (ع)

در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود .  امام سجاد (ع)

هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود .  پیامبر اکرم (ص)

هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش

آمرزیده می شود .  پیامبر اکرم (ص)

قلب ماه رمضان شب قدر است .  امام صادق (ع)

هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است .  امام صادق 

(ع)

مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ]  امضا می

شود . امام صادق (ع)

التماس دعا

خط خطی شده درجمعه 1389/05/29لحظه ی 14:44 توسط انگشتایه تک پر| |

سلام

سلام به همه ی برو بچه های گله بلوگفای فارسی

امروز اومدم درخواست دعا کنم از تک تکتون

هم برای دایی خودم که سکته ی مغزی کرده هم برای دایی یکی از بچه های گله بلوگفا که خودتون خیلی خوب میشناسیدش

سر سفره افطارو سحر دعا یادتون نره

محتاجیم به دعاتون

ممنونه تک تکتونم

یکه تاز

یا علی

خط خطی شده درجمعه 1389/05/22لحظه ی 19:53 توسط انگشتایه تک پر| |

                                                       یا حق

سلام

این داستان یه خواهر و برادر دوقلو است که در غالب اون میخوام بدبختیایه پسرارو بگم خوشبختیه دخترام که گفتن نداره همه میدونن.

قبل از تولد:

مادر پدر در حال خرید سیسمونی.

مادر:آقا این ۶ دست لباس ماله دخترمون برداشتم خوبه؟

پدر:خانم برا پسرمون چی؟

مادر:بیا این شرت و زیر پوش ایش برا پسرا که لباس نمیخرن اسباب بازی.

قسمت اسباب بازی فروشگاه.

مادر:این عروسکارو نگا کن وای اینا ماله دخترمون خیلی قشنگن

پدر:پس پسرمون چی؟

مادر:خوووووووب این دوچرخه خوبه؟

پدر:این!!!!!!!!!!فکر نمیکنی بزرگه یه کم؟

مادر:اشکال نداره بزرگ میشه سوار میشه باش بازی میکنه دیگه

ای بدبختی

بعد از تولد:

امشب همه شام خونه ی والدین این دوقلوهان. حالا نوبت باز کردن کادو های مهموناست:

۱.از طرف ..... ۲نیم سکه

۲.از طرف ..... زنجیر طلا

۳.از طرف ..... النگو

۴.از طرف ..... گوشواره

۵. ... . ... . . . .. .. . .

مادر:آقا ببین سرویسه دخترم کامل شد ماشاا... آقا این سکه هارو بفروش بریز تویه حساب برا پسره.

پدر:نه نه نه بابت شام امشب کلی پول باید بدم فکرشم نکن.بعدا براش میگیریم.

ای بدبختی

دوران کودکی:

دو قلو ها رفتن پارک که آبجی خانم زحمت میکشنو داداششونو هل میدن پسر بدبخت می خوره زمین

پدر:نه هیچ کس طرفش نره میخوام مرد بار بیاد پاشو پاشو بابا.

پسر بدبخت بلند میشه یه گوشه میشینه خواهر گرامی میاد تا نتیجه ی عملیاتشو بگیره جلویه پایه داداش میخوره زمین.

پدر از دور بدو بدو:چی شد دختره نازنینم چی شد بابا آخی چیزی نیست بیا بغله بابا.

یه دست نوازشی پشت سر پسر بدبخت هم میکشه تا دیگه خواهرشو هل نده.

ای بدبختی

دوران دبستان:

پسر بدبخت که تازه قد و قوارش مناسب شده برای بازی با دوچرخه ی سیسمونیش میخواد همراه با آبجیش(البته والدین محترم برا تاثیر نا پذیری در روحیه دخترشون براش دوچره تهیه کردند)دوچرخه سواری یاد بگیره.

پدر:پسرم ببین من هلت میدم تو پا بزن تا نخوری زمین اگرم خوردی زمین اشکال نداره بلند شو از اول.

دخترم من دنبالت میام بعد ولت کردم پا بزن باشه؟

دختر:باشه

بعد از۳دور دور حیات:

دختر: بابا ولم کن دیگه

پدر:میترسم بخوری زمین باشه بروووووووو

بعد از ۱.۲.۳ثانیه:

دختر به صورت عمودی بر روی زمین دراز کش

پدر: دیدی گفتم میخوری زمین پاشو پاشو بریم برات چرخ کمکی بخرم پاشو بابا

بعد از ۲ ساعت:

پسر:بابا یاد گرفتم یاد گرفتم

پدر:نگاش کن لباساشو برو حموم ببینم یاد گرفتم یاد گرفتم بدو.

ای بدبختی

دوران راهنمایی:

 صبح زود پدر در حاله پول دادن به فرزندان:

دخترم بیا این ۲۰۰۰تومنو بگیر برو هر چی میخوای بخور

پسرم بیا این ۱۰۰۰ تومن برای تو برگشتنه ماست بگیر

پسر:بابا ماست که ۱۲۰۰تومنه؟؟؟؟؟!!!!!!!

پدر:خو مگه همه ی ۱۰۰۰ تومنه دیروزتو خرج کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای بدبختی

دوران دبیرستان:

دختر با معدله کتبی ۱۹.۵۷(عمرا) پسر با معدل کتبی ۱۹.۷۳(عادیه)

پدر:آفرین دختر گلم عالیه تو مایه ی افتخاره منی(باباهم تعجب کرده)

پسرم برای آدم مشهورو موفق شدن معدله ۱۹ خوبه ولی کافی نیست اگه میخوای موفق باشی باید۲۰ بیاری.

ای بدبختی

دوران پیش دانشگاهی:

پسر بدبخت بعد از ۴ ساعت درس خوندن خوابش میگیره میاد یه آبی به سرو صورتش بزنه بره دوباره پایه درس

مادر:باز تو اومدی بیرون ببین نگاش کن معلومه تا الان خواب بوده بدو پایه درسات یالا

دختر پس از ۴ ساعت خواب با چشایه پف کرده میاد از اتاق بیرون

مادر:الهی فدات شم نگاش کن تا الان داشته درس میخونده الهی مادر فدات بیا یه کم اینجا بخواب بیا ماماناینقدر به خودت فشار نیار بیا (جالبیش اینجاست پرو پرو میرن میخوابن)

ای بدبختی

دوران دانشگاه:

دختر خانم دانشگاه آزاد تهران با ماهی ۱.۲۰۰.۰۰۰ و آقا پسر دانشگاه صنعتی شریف دولتی

دختر:بابا یه کم پول داری بهم بدی؟

پدر: چه قدر؟

دختر: یه کم ۵۰.۰۰۰تومن(خدارو شکر نمردیمو معنیه یه کمم فهمیدیم)

پدر:من که هفته ی پیش ماهیانتو بهت دادم بابا تموم شد؟

دختر:نههههههههههه ....... ولی بده حالا بابا

پدر: بیا

پسر:بابا داری یه ۱۰.۰۰۰ بهم قرض بدی؟

پدر: نه بابا ندارم

پسر:بابا به خدا این پوله دو ماهی که بهم ماهیانه ندادیو بدی بهت میدم

پدر:ندارم بابا میدونی دانشگات چقدر خرج داره برو بابا برو یه تاکسی بگیر سر راه خواهرتو برسون دانشگاه

ای بدبختی

۴سال بعد:

پدر: دخترم نمیخواد تو این گرمای تابستون واحد برداریا ایناییو که افتادی مهر بردار

پسرم درست که تموم شد برو دفترچه اعزام به خدمتو بگیر سریع عازم شو

مادر:مرد بذار حالا یه کم هوا بهتر بشه

پدر: نه باید مرد بشه برا مرد شدن سختی لازمه همین الان برو هر چی زود تر بری زود تر برمیگردی.

ای بدبختی

۲سال بعد:

آقا پسر از سربازی برگشته الان جایه موهای سرش با موهای صورتش عوض شده و دختر خانمم یه لیسانسی قاب کردن بعد از ۲.۳میلیون خرج مازاد

مادر:آقا وقت ازدواج ایناست

پدر:آره تو این مهمونیا نگا کن یه دختر بپسند برا پسره دیگه

مادر:واااااااااااا

پدر:آره بابا گیر نده فکر میکنی مامانم چجوری تورو برا من انتخاب کرد؟!؟!!؟

بعد از چند ساعت دعوا به خاطر گوهر فشانیه پدر گرامی

مادر:باثه دختره یه مهندس اومده سهام داره شرکت .....

پدر:باید تحقیق کنم!!!!!!!!!

ای بدبختی

قبل از مزدوج شدن:

پدر:میخوام یه جهاز بدم که همه انگشت به دهن بمونن

مادر:زیاد ول خرجی نکن برا عروسیه پسرمونم بمونه

پدر: نمیخواد میفرستمش بره مکه برگرده بره سر خونه زندگیش(باز خدارو شکر نگفت مشهد)

ای بد بختی

نوه ها:

دختر خانم یه بچه ی پسر و آقا پسر یه بچه ی دختر دارا شدن

پدر(پدربزرگ):من از اول پسر دوست داشتم ای جان از اول میگفتم پسر نعمته

ای بدبختی

پسره بیچاره تو خانواده ی خودشم شانس نداره روز زن که میشه برای خانمش با دخترش میرن طلا میخرن پول طلارو پسره میده ولی دخترش به مامانش میگه اینم کادویه منو بابا

روز مرد که میشه مامان پول از دخترش میگیره میره سته شورت و زیر پوشو جوراب میگیره

ای بدبختی

پسر بیچاره بعد مرگم شانس نداره همه میان سر مزار به جایه فاتحه میگن:زنش چطوره بیچاره زنش حالا زنش چی میشه؟

و چی میشه گفت غیر از ای بدبختی ای بدبختی و ای......

یکه تاز

یا علی 

خط خطی شده دردوشنبه 1389/04/21لحظه ی 16:19 توسط انگشتایه تک پر| |

سلام

سلام به همگی

من امشب تازه از زیرمسئولیت سنگین امتحانات بیرون اومدم و تازه نفسم داره چاق میشه

امشب یا بهتر بگم نصفه شبی اومدم بهتون بگم که خیلی خیلی دلم براتون نتگ شده چه برا اونایی که یادم بودن این چند وقت یا اونایی که مشغله ی زیاد نزاشته به من سر بزنن

نصفه شبی اومدم داد بزنم:

چاکره همه ی برو بچه های گله بلوگفا اونم از نوع فارسیشم

من فردا خدا قسمتم کرده و امام رضا(ع) طلبیدتم و دارم میرم مشهد ایشاا... برگشتم شروع به آپ میکنم

التماس دعا از تک تکتون

یکه تاز

یا علی

خط خطی شده درجمعه 1389/04/11لحظه ی 2:38 توسط انگشتایه تک پر| |

اذا زلزلت الارض

زمین محشر اعظماست

چه شوری است چه غوغاست

از این حال زمین لرزه به دلهاست

نه پستی نه بلندی و نه دریاست

رسیدست همان روز قیامت

همان لحضه ی موعود

که فرمود خدا زود رسد زود

خلائق همه در حال فرارند

وبیتاب وقرارند

آرام ندارند

و این روز همان روز حساب است

همان روز سوال است و جواب است

که مردم همه این گونه پریشن

نه در فکر پسر یا پدر و مادر و فرزند

همه در پی خویش اند

و مردم همگی مست

همه بی خودو مدهوش

که ناگاه رسید از سوی حق نغمه ی چاووش:

الا اهل قیامت همه ساکت

و سر ها همه پایین

و ای جمله خلائق همه خاموش.

شده گوش سراسر همه ی عرصه ی محشر

پر از آیه کوثر

ملائک همه در شور

غزل خوان همه سر مست شمیم گل حیدر

گل یاس پیغمبر

چه حالیست خبر چیست؟

مگر کیست قدم رنجه نمودست به محشر؟

یگانه گوهر حضرت داور الله اکبر الله اکبر

یا حضرت زهرا(س) صدیقه ی اطهر

ملائک همگی بال گشودن

وفرش قدم مادر سادات نمودن

آری خبر اینست

امید همه آمد

جبریل صدا زد که خلائق

انگیزه ی خلق دو جهان فاطمه(س) آمد

و مبهوط جلالش همه ی ناس

پیچید به عالم همه جا عطر گل یاس

زهراست(س) و آن وعده ی شیرین شفاعت

بر چشم ترش اشک نشسته است چو الماس

بر دست کبودش اسباب شفاعت

همان دست جدا از تن عباس(ع)

و زهرا(س)شده گریان اباافضل(ع)

هم گریه کن و نوحه سرای غم چشمان ابالفضل(ع)

مردم همه ساکت همه مبهوط و حیران ابالفضل(ع)

کین فاطمه ابر کرمو رحمت و عشق است

کز او شده جاری به لب خشک زمین بارش باران ابالفضل(ع)

ناگاه همه از دهن یاس شنیدن

الله قسم میدهمت جان ابالفضل(ع)

سوگند تورا حق دو دستان ابالفضل(ع)

بر فاطمت بار الها تو ببخشای

هر کس که زده دست به دامانه ابالفضل(ع)

و یاران ابالفضل همه مات از آن هیبت عباس(ع)

انگار نه انگار که این روز حساب است

یه بار دگر روضه و گریه

یک بار دگر سینه زنی غربت عباس(ع)

زهرا کند نوحه سرایی

آری شده برپا به قیامت

یک بار دگر هیئت عباس(ع)

عباس(ع) همانی که قتیل العبرات است

هر قطره ی اشکش آبی ز حیات است

شرمنده ز شرمندگی اش آب فرات است

با گریه زهرا(س) دیدن ملائک همگی اشک خدا ریخت

با نام ابالفضل(ع)و دستانه شفیعش

ترس از جگر اهل ولا ریخت

ناگاه در آن حال پریشان دله مادر سادات

آمد ز سوی حضرت معبود ندایی

که زهرا(س) تو همه کاره ی مایی

تا باز به چشم همه خصم رود خار

تا باز ببینند همه وعده ی دادار

تا کور شود هر که به دنیا ز حسد کرد

حق تو و فرزند تورا ضایع و انکار

بخشم به تو هر کس که تو فاطمه گویی

ای شیر زنه حیدر کرار

خود دانی و چشمی که شده خیس

به اندازه ی بال مگسی بهر علمدار

در وصف چنین روضه به محشر

یک پارچه در شورم و شینم

یک پارچه سر مست و غرورم

که من گریه کن شیر یل شیر حنینم

بی خود شدم از خود

وچنین نعره کشیدم

الله الله الله منه زار

سگه کوی علمدار حسینم

سلام

فرا رسیدن سالروز شهادت مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا(س)را به همتون تسلیت میگم

تو این شبا منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید

التماس دعا

 

 

خط خطی شده دریکشنبه 1389/02/26لحظه ی 21:20 توسط انگشتایه تک پر| |

انشا خود را در مورد موضو عزدواج آغاز می كنم
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.:D

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.

ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند.
مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده.

مهم اشق است
! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.:D
همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود
.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد.
البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم.
هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.
زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد.
می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!
اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا!
حتمن از زیر زمینی می ترسید .
ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم.
اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.
از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند.
عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
این بود انشای من.


خط خطی شده درچهارشنبه 1389/01/18لحظه ی 23:47 توسط انگشتایه تک پر| |

سلام

سلامی از نوع تغییر

میخواستم بگم تنهاترین تنها مرد

نه خوشحال نشین عماد زندس

ولی دیگه نمیخواد تنها ترین تنها باشه

به قول خیلی از بچه ها تنها ترین تنها خداست

به قول پسر خاله ی اوشجلی موشجلم دنیای ۲روزه ارزش تنهاییو نداره(چاکریم دادا)تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ای بابا بازم رفتید تو خاکیا نه خبری از شام و شیرینی نیست  هنوز کسی پیدا نشده منو تحمل کنهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

از همه ی دوستایه گلم که منو لینک کردن خواهش  میکنم منو با اسمه جدیده یکه تاز لینک کنن

خواهشتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ببین چقدر تغییر اوه

مرسی از همگی

یکه تاز

یا علی

 

خط خطی شده درشنبه 1389/01/14لحظه ی 20:43 توسط انگشتایه تک پر| |

Design By : Night Melody